متخصص ارتودنسیclose
حکایت بهلول و جمع دیوانگان
جمعه 28 تیر 1398 - 6:26 قبل از ظهر

نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم



ارسال پاسخ
تعداد بازديد 552
نويسنده پيام
ziba آفلاين


ارسال‌ها : 5
عضويت: 22 /9 /1394


حکایت بهلول و جمع دیوانگان


حکایت های شیرین و پند آموز بهلول عاقل ترین دیوانههارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی
در قصر نشسته بود و حوصله اش سر رفته بود
از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداندسربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه
اوردند
هارون الرشید به بهلول امر کرد چند دیوانه برای ما بشماربهلول گرفت : اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر جعفر
برمکی گفت این دومین دیوانه هست
عیسی با حالتی عصبی فریاد زد : وای بر تو برای مادر جعفر چنین حرفی می
زنی ؟
بهلول خندید و گفت : صاحب اربده سومین دیوانه هستهارون از کوره در رفت و فریاد زد :



این دیوانه را از قصر بیرون کنید آبرویمان را بردبهلول در حالی که روی زمین کشیده می شد گفت : تو هم چهارمی هست هارون !



امضاي کاربر :



یکشنبه 22 آذر 1394 - 22:38
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
collage آفلاين



ارسال‌ها : 2
عضويت: 3 /2 /1395


پاسخ : 1 RE حکایت بهلول و جمع دیوانگان
بهبول واقعا یک دانشمند نابغه بود.

امضاي کاربر : انجام پایان نامه
جمعه 03 اردیبهشت 1395 - 18:41
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
ارسال پاسخ
براي نمايش پاسخ جديد نيازي به رفرش صفحه نيست روي تازه سازي پاسخ ها کليک کنيد !



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :